سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
مرتضی انصاری یعنی کسی که چنین اصولی دارد . اما یک عده از مردم اصولشان
در زندگی مثل اصول فکری یک شاعر است . پول به او بده فکرش عوض میشود
، وعده به او بده فکرش عوض میشود ، چون فکر او مبدأ و اصل ندارد . پس
یکی از عمده مطلبهایی که ما در مقدمه سیره پیغمبر اکرم باید روی آن بحث
بکنیم این است که اصلا آیا مکتب اسلام چنین مکتبی هست که [ طبق آن ]
انسان چنان فطرت و سرشت و ساختمانی دارد که همچنان که میتواند در منطق
نظری از منطقی پولادین و غیر قابل تغییر پیروی بکند ، در منطق عملی هم
میتواند به پایهای برسد که هیچ قدرتی نتواند او را متزلزل کند :
« کالجبل الراسخ لا تحرکه العواصف » .
اینکه در باب ایمان گفتهاند : مؤمن مانند کوه است که هیچ باد تندی
قدرت ندارد او را از جا حرکت بدهد [ به همین معنی است ] . آن بادهای
تند چیست ؟ بادهای تند ، یکی همینهاست . یک نفر را محرومیت از جا
تکان میدهد ، دیگری را رفاه از جا تکان میدهد :
« و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمئن به و ان
اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الاخرش »[١] .
قرآن میگوید بعضی از مردم راه ایمان و حق را تا وقتی میروند که
منافعشان هم در آن راه تأمین بشود ، همین قدر که ضرر ببینند به آن پشت
میکنند . اینها ایمان نیست
[١] سوره حج ، آیه . ١١