سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧
این بود که مصلحت این است که در مدینه بمانیم . جوانها که بیشتر به اصطلاح حالت غروری دارند و به جوانیشان بر میخورد گفتند : ما در مدینه بمانیم و بیایند ما را محاصره کنند ؟ ! ما تن به چنین کاری نمیدهیم ، میرویم بیرون هر جور هست میجنگیم . تاریخ مینویسد خود پیغمبر اکرم مصلحت نمیدید که از مدینه خارج بشوند ، میگفت اگر در مدینه باشیم موفقیتمان بیشتر است ، یعنی نظرش با آن سالخوردگان و تجربه کارها موافق بود ، ولی دید اکثریت اصحابش که همان جوانها بودند گفتند : نه یا رسول الله ما از مدینه میزنیم بیرون ، میرویم در دامنه احد همان جا با آنها میجنگیم . جلسه تمام شد . یک وقت دیدند پیغمبر اسلحه پوشیده بیرون آمد و فرمود : برویم بیرون . همانهایی که این نظر را داده بودند آمدند گفتند : یا رسول الله چون شما از ما نظر خواستید ما اینجور نظر دادیم ، ولی در عین حال ما تابع شما هستیم ، اگر شما مصلحت نمیدانید ما بر خلاف نظر خودمان میمانیم در مدینه . فرمود : پیغمبر همینقدر که اسلحه پوشید و بیرون آمد دیگر صحیح نیست اسلحهاش را کنار بگذارد . حالا که بنا شد برویم بیرون ، میرویم بیرون . غرض این جهت است که اینها سبکها و روشهای مختلف است که خوب است در قسمتهای مختلف بررسی بشود . اینها فهرستهای مختصری بود که برای شما عرض کردم . شاید هر شبی توفیق پیدا کنیم که شیوه و روش پیغمبر را در هر قسمتی از این قسمتها برای شما بیان بکنیم .