سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨
از دیگری درهم شکست . تاریخ اسلام مخصوصا در دویست ساله اول پر است از امواج مخالف مذهبی ، نژادی و سیاسی که هیچ کدام تاب مقاومت نیاورده ، نیست و نابود شدهاند و اکنون جز نامی از آنها در تاریخ نیست و تنها در این قرن ، استعمارگران غربی که به هر ریسمان پوسیدهای علیه السلام دست مییازند در صدد بهرهبرداری از آنها افتادهاند . از آنها بالاتر نهضتها و موجهای فکری و فلسفی و علمی و بالاخره فرهنگی این چهارده قرن است . نهضتهای فرهنگی با کسی و چیزی سر عناد ندارند . اما هر مانع و سدی را از جلو خود بر میدارند و هر درخت کهنسالی را که سر راه را بگیرد ریشه کن میکنند . اسلام در تاریخ چهارده قرنی خود نه تنها ضربه و صدمهای از نهضتهای فرهنگی ندیده است بلکه خود موجد نهضتهای عظیم فرهنگی شد . تمدن و فرهنگ را در خدمت خویش گرفت و رهبری کرد و به آنها جان و ایمان داد و قوی و پایدارشان ساخت . اکنون نیز که نیمه دوم قرن بیستم است و دوران جنگ ایدئولوژیها و عقاید است اسلام رقیب سرسختی برای آنها به شمار میرود ، آنها را یا به خدمت خود میگمارد و یا پیروزمندانه با آنها دست و پنجه نرم میکند . چه نشانی برای جاندار بودن و جاوید ماندن بهتر از این ؟ ! اسلام از طرفی پیمان خویش را با عقل سخت استوار کرده است ، عقل را به عنوان یکی از ارکان اصلی دین پذیرفته ، بالاتر ، پیامبر درونیش خوانده است . از طرف دیگر ملک و ملکوت ، دنیا و آخرت ، جسم و روح ،