سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٢
احترام به اسارت میگزارند ] . ملکه انگلستان رفت هندوستان ، به خاطر احترام به عقاید هندوها اگر خود هندوها از در بتخانه کفشها را میکندند او از سر کوچه کفشها را به احترام بتها کند [ که بگویند ] عجب مردمی هستند ! چقدر برای عقاید مردم احترام قائلند ! آخر آن عقیده را که فکر به انسان نمیدهد . آن عقیده انعقاد است ، تقلید است ، تلقین است یعنی زنجیری است که وهم به دست و پای بشر بسته است . بشر را در اینجور عقاید آزاد گذاشتن یعنی زنجیرهای اوهامی را که خود بشر به دستو پای خودش بسته است به همان حال باقی گذاشتن . ولی این ، احترام به اسارت است نه احترام به آزادی . احترام به آزادی این است که با این عقاید که فکر نیست بلکه عقیده است یعنی صرفا انعقاد است مبارزه شود . عقیده ممکن است ناشی از تفکر باشد و ممکن است ناشی از تقلید یا وهم یا تلقین و یا هزاران چیز دیگر باشد . عقایدی که ناشی از عقل و فکر نیست ، صرفا انعقاد روحی است یعنی بستگی و زنجیر روحی است . اسلام هرگز اجازه نمیدهد یک زنجیر به دست و پای کسی باشد ولو آن زنجیر را خودش با دست مبارک خودش بسته باشد . پس مسئله آزادی عقیده به معنی اعم یک مطلب است ، مسئله آزادی فکر و آزادی ایمان به معنی اینکه هر کسی باید ایمان خودش را از روی تحقیق و فکر به دست بیاورد مطلب دیگر . قرآن میجنگد برای اینکه موانع آزادیهای اجتماعی و فکری را از بین ببرد . میپرسند چرا مسلمین به فلان مملکت هجوم بردند ؟ حتی در زمان خلفا ( من کار ندارم که کارشان فی حد ذاته صحیح بوده یا صحیح نبوده است ) مسلمین که هجوم بردند نرفتند به مردم بگویند باید مسلمان بشوید . حکومتهای