سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١
بین رفت فطرت انسان به سوی توحید گرایش پیدا میکند . مثلا وقتی تقالید
، تلقینات ، بتخانهها و بتکدهها و چیزهایی را که وجود آنها سبب میشود
که انسان اصلا در توحید فکر نکند از بین برد فکر مردم آزاد میشود به
تعبیری که قرآن درباره حضرت ابراهیم میفرماید . میگوید ابراهیم در روزی
که مردم از شهر خارج شده و شهر را خلوت کرده بودند و بتکده هم خلوت بود
رفت بتها را شکست و تبر را به گردن بزرگترین بتها آویخت . مردم که شب
برگشتند و رفتند نزد بتها برای عرض حاجت و اظهار اخلاص ، دیدند بتی
وجود ندارد ، خرد و خمیر شدهاند ، فقط بت بزرگ وجود دارد با تبر . ظاهر
امر حکایت میکند که این بت بزرگ آمده این کوچکها را زده و از بین برده
، ولی فطرت بشر قبول نمیکند . چه کسی چنین کرده است ؟ « قالوا : سمعنا
فتی یذکرهم یقال له ابراهیم »سراغ ابراهیم میروند « ا انت فعلت هذا
بالهتنا یا ابراهیم ؟ »ابراهیم تو چنین کردی با محبوبهای ما ؟ « قال :
بل فعله کبیرهم هذا فاسئلوهم ان کانوا ینطقون »این کار ، کار آن بت
بزرگ است ، باید از خودشان بپرسید . گفتند آنها که نمیتوا نند حرف
بزنند . گفت اگر نمیتوانند حرف بزنند پس چه چیز را پرستش میکنید ؟ !
قرآن میگوید : « فرجعوا الی انفسهم »[١] اینجا بود که به خود باز
آمدند .
آزادی عقیده
من مکرر این مطلب را گفتهام : آنهایی که وارد بتخانهها میشوند به بهانه آزادی عقیده و یک کلمه حرف نمیزنند [ در واقع[١] سوره انبیاء ، آیات ٦٠ و ٦٢ تا . ٦٤