سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨
روزه است . مسافر هستی ، در مسافرت روزه گرفتن برای تو سخت است ،
روزه نگیر ، قضایش را بعد بگیر ، « یرید الله بکم الیسر ». مریض هستی:
« و من کان مریضا او علی سفر فعدش من ایام اخر یرید الله بکم الیسر و لا
یرید بکم العسر ». یعنی دینی است با سماحت و با گذشت . حتی وقتی خوف
ضرر داری ، لازم نیست صد در صد یقین داشته باشی ، و ممکن است این خوف
از گفته یک طبیب فاسق یا کافر در دل تو پیدا بشود ، ولی به هر حال این
خوف و نگرانی در قلب تو پیدا شده . و حدیث داریم که لازم نیست این
خوف و نگرانی برای دیگران پیدا بشود و دیگران خائف باشند . « ان الانسان
علی نفسه بصیرش »[١] تو خودت اگر در قلب خودت احساس میکنی که خوف
داری که نکند این روزه بیماری تو را تشدید بکند همین کافی است و لازم
نیست از کس دیگر بپرسی . حتی برای یک پیرمرد یا یک زن مقرب یعنی زن
حاملهای که نزدیک وضع حمل اوست لزومی نیست که خوف ضرر هم نداشته باشد
. یک پیرمرد یا پیرزن ممکن است خوفضرر هم نداشته باشد ولی [ چون ]
رسیده به حد پیری و فرتوتی [ روزه بر او واجب نیست ] . این ، سماحت و
گذشت است .
مرحوم آیةالله حاج شیخ عبدالکریم حائری اعلی الله مقامه در آخر عمر که
پیرمرد بود و روزه برایش سخت بود ، روزه میگرفت . به ایشان گفته بودند
: چرا شما روزه میگیرید ؟ شما خودتان در رساله نوشتهاید و فتوای خودتان
است که بر شیخ و شیخه روزه واجب نیست . آیا فتوایتان عوض شده یا هنوز
خودتان را شیخ - یعنی پیر -
[١] [ انسان بر نفس خود آگاه است ] .