سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥
بکنید که این آدم با این وضع کثیف و چرکین و متعفن ، آمده به یک جوان خیلی نظیف و پاکیزه میگوید من میخواهم تو را به اسلام دعوت بکنم و تبلیغ نمایم . این اگر سخنانش از جواهر هم باشد او زیربار حرفش نمیرود . متکلمین حرف خوبی میزنند ، میگویند یکی از شرایط نبوت این است که در پیغمبر صفتی که موجب تنفر مردم باشد وجود نداشته باشد ولو نقص جسمی . میدانیم که نقص جسمی به کمال روحی انسان صدمه نمیزند . فرض کنید انسانی یک چشمش کور است ، صورتش هم یک وری است و وقتی نگاه میکند یک وری نگاه میکند . این مگر نقصی است در روح انسان ؟ نه ، ممکن است این آدم در حد سلمان فارسی باشد ، از سلمان فارسی هم بالاتر باشد ، ولی آیا چنین آدمی با چنین قیافهای میتواند پیغمبر باشد یا نه ؟ متکلمین میگویند نه ، چون قیافهاش نفرت آور است . نقص نیست ولی نفرت آور است . پیغمبر باید شرایطی در او باشد که وجودش حتی از جنبه جسمانی جذاب باشد و لااقل نفرت آور نباشد ، با اینکه نقص جسمی ، نقص روحی نیست . پس وقتی که قیافه یک نفر مبلغ و دعوت کننده به خدا نباید متنفر باشد ، سایر خصوصیات او از جمله رفتار و کردارش و سخنانی که میگوید نباید طوری باشد که در مردم نفرت و تنفر و فرار ایجاد کند .
ملامت زیاد
خشونتها و ملامتهای زیاد از این قبیل است . ملامت گاهی خیلی مفید است . گاهی یکانسان با ملامت غیرتش تحریک