سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١
اول بعثتش آمد در دامنه صفا ایستاد ، فریاد کشید آن طوری که در آن وقت
مرسوم بود که شعار میدادند یا صباحا یا صباحا ( و از این جملهها ) یعنی
خطر ! خطر ! مردم در دامنه صفا جمع شدند . چه خبر است ؟ برای اولین بار
از محمد امین صلی الله علیه و آله و سلم میشنوند : خطر ! خطر ! چه خطری
است ؟ آیا قصهای نظیر قصه عام الفیل پیش آمده ؟ اول از مردم تصدیق
خواست : ایها الناس ! تاکنون مرا در میان خود چگونه شناختهاید ؟ همه
گفتند : امین و راستگو . فرمود : اگر الان من شما را انذار بکنم و به شما
اعلام خطر بکنم که در پشت این کوهها [١] دشمن با لشکر جرار آمده است و
میخواهد بریزد بر سر شما ، سخن مرا باور میکنید یا نه ؟ گفتند : البته .
تا این گواهی را گرفت فرمود :
« انی نذیر لکم بین یدی عذاب شدید »[٢] .
پس به شما اعلام خطر بکنم که این راهی که شما میروید دنبالش عذاب
شدید الهی است در دنیا و آخرت .
« انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا الی الله باذنه » .
آمدهای مردم را میخوانی به اذن پروردگار به سوی پروردگار ، مردم را
حرکت میدهی به سوی پروردگار . تو داعی الی الله هستی . این دعوت الی
الله کار کوچکی نیست . حالا که تو داعی الی الله هستی ، به چه وسیله
میشود مردم را دعوت کرد ؟
[١] میدانید مکه در میان کوه است . [٢] [ من پیشاپیش شما را به عذابی سخت بیم دهندهام ] .