سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩
میرساند . شما اگر بخواهید پیامی را ابلاغ بکنید ، اگر وظیفهتان فقط این باشد که به حس طرف برسانید ، به رؤیت یا سمع او برسانید کار مشکلی نیست ، میشود به گوش یا چشم مردم حرفی را رساند . ولی آیا پیغمبران که بلاغ مبین دارند وظیفهشا ن فقط این است که مطلب را به گوش مردم برسانند و همین کافی است ؟ به چشم مردم ابلاغ شده باشد کافی است ؟ نه ، بالاتر از ابلاغ به حس و ابلاغ به چشم یا گوش مثلا ، ابلاغ به عقل و فکر است . یعنی مطلب را آنچنان بیان کردن که تا عقل نفوذ بکند . آنچه که به چشم انسان میآید کافی نیست که عقل هم بپذیرد . آنچه که به گوش انسان میرسد کافی نیست که عقل هم بپذیرد . آن ابزاری که یک پیام را به عقل میرساند ، صوت یا شکل یا کتابت نیست ، چیز دیگر است . عقل دروازه خودش را بسته است و جز با ابزار و مرکب برهان و استدلال و به تعبیر قرآن حکمت ، پیامی را در خودش نمیپذیرد . پیغمبران میخواهند سخن خودشان را در درجه اول به عقلها ابلاغ بکنند . اگر میبینید مسیحیت بر ضد این سخن قیام کرده است و میگوید : کار ایمان با عقل ارتباط ندارد ، این در اثر تحریف مسیحیت است . مسیح اصلی هرگز چنین سخن نمیگوید . مسیح اصلی نه تثلیث گفت و نه بعد از اینکه دید تثلیث با هیچ عقلی جور درنمیآید و عقل دروازه خودش را بر روی تثلیث بسته است و به هیچ وجه راه نمیدهد گفت : ایمان حسابش از عقل جداست ، منطقه ایمان برای عقل منطقه ممنوعه است ، عقل حق مداخله ندارد ! این مربوط به تحریف مسیحیت است . هیچ پیغمبری چنین سخنی نمیگوید . ولی قرآن که آنچه حقیقت است از همه پیغمبران ، در آن آمده است با اضافاتی ،