سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
روایات مجعول را به زبان خود مسلمین هم انداختند . ارزش ائمه در اینجا آشکار میشود . امام رضاست که میآید دروغ اینها را روشن میکند و میگوید این چرندها و مزخرفات چیست که میگوید ؟ ! این نسبتها چیست که به پیغمبر خدا میدهید ؟ ! در کجای قرآن چنین مطلبی آمده است ؟ ! قرآن که قضیه را بیش از این نقل نمیکند که افرادی آمدند [ ( نزد داوود و یکی از آنها از دیگری شکایت کرد ) ] ، و در مورد قضاوت نیز همین مقدار میگوید که داوود وقتی که سخن مدعی را شنید فورا حکم خودش را گفت ، بعد یکدفعه متوجه شد که اشتباه کرده و بعد استغفار کرد . قضیه از این قرار بوده و صحبت زنی مطرح نبوده است . قضیه دو جنبه دارد : آیا اینها فرشته بودند یا انسان ؟ اگر انسان بودند پس قضیه ، قضیه واقعی بوده و بنابراین خدا هم که آن انسانها را فرستاد اصلا آنها نیامده بودند برای اینکه به اصطلاح داوود را متنبه کنند بلکه واقعا برای آنها داستانی پیش آمده بود ، ولی وقتی که داوود آن سرعت قضاوت را اعمال کرد خودش یکدفعه متوجه شد . پس اینجا از یک وسیله غیر جایز ، از یک امر دروغ استفاده نشده است . و اما اگر آنهایی که آمدهاند ملک باشند و برای تنبه داوود آمده باشند ، این سؤال مطرح میشود که آن ملکها چگونه آمدند یک صحنه ساختگی درست کردند برای بیداری داوود ؟ ! و سؤالی که از ما شد در واقع این جهت بود که چطور دوتا فرشته آمدند یک صحنه ساختگی خلق کردند ؟ ! البته هدفشان تنبه داوود ، و مقدس بود ولی داستانی که گفتند مجعول است .