سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠
در اینجا دو سؤال مطرح است : یکی اینکه آنهایی که آمدند نزد داوود که بودند ؟ آیا واقعا انسانهایی بودند و این داستان هم داستان واقعی بود ؟ واقعاانسانهایی بودند و یکی از آنها گوسفندان زیادی داشت و دیگری یکی داشت و آن که زیاد داشت میخواست مال آن دیگری را هم ببرد و بعد او شکایت کرد و داوود قضاوت نمود ؟ یا نه ، اینها اساسا انسان نبودند ، فرشتگانی بودند که خدا برای امتحان داوود فرستاد و چون فرشته بودند موضوع حقیقت نداشت ، یعنی واقعا گوسفندی در کار نبود ، دو برادری نبودند ، تعدی و تجاوزی نبود بلکه اینها به امر خدا آمدند این صحنه را ساختند برای امتحان داوود و به تعبیر آنها برای تنبه داوود ، داوود هم ناگهان متوجه شد و افتاد به استغفار . و اگر اینها فرشته بودند چرا آمدند تا سبب بیداری داوود بشوند ؟ در اینجا روایاتی از اهل تسنن بالخصوص هست و نمیدانم در شیعه هم هست یا نه ، ولی تفسیر المیزان از مجمع البیان نقل میکند ( که خلاصه اینها را مجمع ذکر کرده و تکذیب و رد نموده است ) . به هر حال روایت اگر ضعیف باشد فرق نمیکند مال شیعه باشد یا سنی . در بعضی از روایات چنین آمده است که این داستان چنین بوده است که داوود پیغمبر زنان متعددی در خانه داشت ، در عین حال در یک جریانی [ شیفته زنی شد ] . جریان این بود که داوود در محرابش عبادت میکرد ، شیطان ابتدا به صورت یک مرغ زیبا ظاهر شد ، آمد در آن کوه یعنی روزنهای که در آن جایگاه عبادت وجود داشت . آنچنان این مرغ زیبا بود که داوود نمازش را شکست رفت آن را بگیرد ، آن طرف تر پرید ، رفت بگیرد ، پرید روی پشت بام ،