سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨
نکرد ، آمد بالای منبر صحبت کرد ، خاطر مردم را راحت کرد ، گفت اینکه خورشید گرفتبه خاطر بچه من نبود . مردی که حتی از سکوتش سوء استفاده نمیکند این جور باید باشد چرا ؟ برای اینکه اولا اسلام احتیاج به چنین چیزهایی ندارد . بگذار کسانی بروند از خوابهای دروغ ، از جعلها و از این جور سکوتها استفاده کنند که دینشان منطق ندارد ، برهان و دلیل ندارد و آثار حقانیت دینشان روشن و نمایان نیست . اسلام نیازی به این جور چیزها ندارد . ثانیا : همان کسی هم که از این وسائل استفاده میکند ، در نهایت امر اشتباه میکند . مثل معروف : همگان را همیشه نمیتوان در جهالت نگاه داشت . یعنی بعضی از مردم را همیشه میشود در جهالت نگاه داشت ، همه مردم را هم در یک زمان میشود در جهالت و بی خبری نگه داشت ، ولی همگان را برای همیشه نمیشود در جهالت نگه داشت . گذشته از اینکه خدا اجازه نمیدهد [ و به عبارت دیگر ] اگر این اصل هم در کار نبود ، پیغمبری که میخواهد دینش تا ابد باقی بماند ، آیا نمیداند که صد سال دیگر ، دویست سال دیگر ، هزار سال دیگر مردم میآیند جور دیگری قضاوت میکنند ؟ ! و بالاتر همین که خدا به او اجازه نمیدهد .
وسیله حق برای هدف حق
برای حق باید از حق استفاده کرد . معنی این حرف این است : اگر من بدانم چنانچه یک حرف ناحق و نادرست ، یک دروغ ، یک حدیث ضعیف ، یک حدیثی که خودم میدانم دروغ