سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤
دارد به دیگران میبخشد ، تا پیغمبر بر میگردد فورا آن دستبند نقره را از دستش بیرون میکند ، آن پرده الوان را هم میکند و همراه کسی میفرستد خدمت رسول اکرم ، یا رسول الله دخترتان فرستاده است و عرض میکند این را به هر مصرف خیری که میدانید برسانید . آن وقت است که چهره پیغمبر میشکفد و جملهای از این قبیل میفرماید : ای پدرش به قربانش . شب عروسی زهرا است . برای زهرا فقط یک پیراهن نو خریدهاند به عنوان پیراهن شب زفاف ، و یک پیراهن قبلی هم داشته است . مسائلی در شب زفاف میآید در خانه زهرا صدا میکند : من عریانم ، کسی نیست مرا بپوشاند ؟ دیگران متوجه این سائل نمیشوند که چیزی به او بدهند . زهرا که عروس این خانه است و به اصطلاح معروف عروسی است که به تخت است میبیند کسی متوجه نیست ، فورا تنها حرکت میکند میرود در خلوت ، این لباس نو را از تنش میکند و لباس کهنه خودش را میپوشد و لباس نو را تقدیم سائل میکند . وقتی میآید ، میپرسند پیراهنت کو ؟ [ میگوید ] د ر راه خدا دادم . برای زهرا اینها چه عظمتی و چه اهمیتی دارد ؟ ! لباس یعنی چه ؟ ! تشکیلات و دبدبه یعنی چه ؟ ! زهرا اگر دنبال فدک میرود از باب این است که اسلام احقاق حق را واجب میداند و الا فدک چه ارزشی دارد ؟ ! چون اگر نمیرفت د نبال فدک ، تن به ظلم داده بود و انظلام بود ، والا صد مثل فدک را آنها در راه خدا میدادند . چون انظلام نباید کرد زهرا حق خودش را مطالبه میکند ، یعنی ارزش فدک برای حضرت زهرا از جنبه حقوقی بود نه از جنبه اقتصادی و مادی . از جنبه اقتصادی و مادی ارزشش فقط این قدر بود که اگر