سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
استفاده میکرد میرفت در میان آنها . ابولهب هم از پشت سر میآمد و هی میگفت : حرف این را گوش نکنید ، پسر برادر خودم است ، من میدانم که این دروغگوست العیاذ بالله این دیوانه است ، این چنین است ، این چنان است . ولی او به کار خود ادامه میداد . این برای چه بود ؟ میفرماید پیغمبر روشش روش طبیب بود ولی طبیب سیار نه طبیب ثابت که فقط بنشیند که هر کس آمد از ما پرسید ما جواب میدهیم ، هر کس نپرسید دیگر ما مسؤلیتی نداریم . نه ، او مسؤولیت خودش را بالاتر از این حرفها میدانست . در روایات ما هست که عیسای مسیح علیه السلام را دیدند که از خانه یک زن بد کاره بیرون آمد . مریدها تعجب کردند : یا روح الله ! تو اینجا چکار میکردی ؟ گفت : طبیب به خانه مریض میرود . خیلی حرف است. « طبیب دوار بطبه ، قد احکم مراهمه و احمی مواسمه » نسبیت متودها و سیرهها را علی علیه السلام اینگونه ذکر میکند . آیا پیغمبر با مردم با نرمش رفتار میکرد یا با خشونت ؟ با ملاطفت و مهربانی عمل میکرد یا با خشونت و اعمال زور ؟ علی میگوید : هر دو ، ولی جای هر کدام را میشناخت . هم مرهم داشت هم میسم . این تعبیر خود امیرالمؤمنین است : در یک دستش مرهم بود و در دست دیگرش میسم . وقتی میخواهند زخمی را با یک دوا نرم نرم معالجه بکنند ، روی آن مرهم میگذارند . میسم یعنی آلت جراحی ، آلت داغ کردن . در یک دست مرهم داشت ، در دست دیگر میسم . آنجا که با مرهم میشد معالجه بکند معالجه میکرد ولی جاهایی که مرهم کارگر نبود ، دیگر سکوت نمیکرد که بسیار خوب