تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٧١ - بِیعت عقبه اول
ِیکدِیگر جنگ داشتند؛ تأثِیر عمِیقِی در دل وِی گذاشت، لذا فوراً اسلام آورد و تقاضا کرد که کسِی را به عنوان مبلّغ، به «مدِینه» اعزام فرماِید و پِیامبر «مصعب بن عمِیر» را به عنوان معلّم قرآن و اسلام، به مدِینه فرستاد. مضامِین اِین دو آِیه و طرز گفتگوِی پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله با اسعد گواه بر اِین است که تمام اِین صفات پست، دامنگِیر توده عرب بود و براِی همِین دلِیل، رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله در نخستِین برخورد با أسعد اِین دو آِیه را براِیش خواند و از اِین طرِیق او را با اهداف رسالت خود آشنا ساخت.[١]
بر اِین اساس، مصعب نِیز در ِیثرب در پناه اسعد به فعالِیت تبلِیغِی خود در مِیان تِیرههاِی مختلف ادامه مِیداد؛ اما با فشارهاِیِی که قبِیله بنِینجار بر اسعد وارد کردند وِی وادار شد دست از حماِیت مصعب بردارد.[٢] با آمدن مصعب به ِیثرب، اسلام بر سر زبانها افتاد و فعالِیت مسلمانان آشکارگردِید.[٣] مصعب بر اسلام آوردن سران تِیرهها تأکِید و سماجت داشت، زِیرا اسلام آوردن بزرگان قبِیله مِیتوانست به گسترش اسلام در همه قبِیله منجر شود.
نحوه گزارش منابع تارِیخِی به گونهاِی است که گوِیا در اِین
[١] إعلام الورِی بأعلام الهدِی، ط - القدِیمة، ص٥٥؛ بحار الأنوار، ط - بِیروت، ج١٩، ص٨.
[٢] وفاء الوفاء، ج١، ص٢٢٤ و٢٢٥.
[٣] ابنسعد، الطبقات، ج١، ص١٧١؛ وفاء الوفاء، ج١، ص٢٢٥.