تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٢٦ - آغاز حلقه ارتباطِی أوس و خزرج با رسول خدا
پِیمان عقبه دوّم نامِیدند. بدنبال آن پِیامبر زمِینه را براِی هجرت مناسب دِید، بدِین جهت با هجرت از مکه و ورود به ِیثرب بِیشتر قبائل و مردم شهر اسلام آوردند و با آن حضرت بِیعت کردند.
بعد از اِین، ِیثرب به «مدِینة النبِیّ» تغِیِیر ِیافت و مسلمانان پس از اِین به دو گروه تقسِیم و شناخته شدند؛ مهاجران ِیعنِی مسلمانانِی که از مکه به همراه پِیغمبر به مدِینه هجرت کردند، و انصار ِیا مسلمانان مدِینه که پذِیراِیِی پِیامبر و ِیاران او را بعهده گرفته بودند و بالاخره فصل جدِیدِی در جامعه آن روز مدِینه شروع شد؛ اختلافات عمِیق خونِین أوس و خزرج با ورود پِیغمبر برچِیده شد و أخوّت و برادرِی و برابرِی جاِیگزِین آن گردِید؛ حُسن همجوارِی و دستگِیرِی از ضعفاء، روح مودّت و اِیثار و هنجارهاِی پسندِیده و درخور ستاِیش در مِیان مسلمِین برقرار گردِید.
پس از استحکام جاِیگاه رسول خدانامهاِی به خسروپروِیز نوشت و او را به اسلام دعوت کرد و او علاوه بر اِینکه اِین دعوت حِیاتبخش را نپذِیرفت و حرمت آن را رعاِیت ننمود، به حاکم ِیمنِ تحت الحماِیه خود نوشت: آن کسِی که در منطقه جزِیرة العرب ظهور کرده و ادعاِی نبوّت مِیکند را فوراً دستگِیر کرده و به همراه دو مأمور پِیش او بفرستد! همزمان آن حضرت نامهاِی دِیگر به باذان که او نائب الحکومه خسرو پروِیز در ِیمن بود نوشت و در ضمن آن نامه خاطرنشان ساخت اگر دعوت ما را بپذِیرِی، از سوِی