تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٢٤ - مقدمه
قبِیله بنِی قضاعه متصل مِیشد. بدِین سبب اِین دو قبِیله را بنِی قِیله نِیز مِیخواندند.
شاِیعترِین رواِیات در مآخذ کهن حاکِی از آن است که مهاجرت گروه أزدِیان ِیمن بخاطر وِیرانِی سدّ مَأرب بوده است و اما درباره سبب اصلِی و تارِیخ وقوع آن، اختلاف است. طبق رواِیتِی که مهاجرت را به حارثة بن ثَعلَبه منسوب مِیکند، وِی نخست با قوم و عشِیره خود به نواحِی شام رفت، اما در اثر بروز بعضِی مشکلات نتوانست در آنجا بماند. در نهاِیت موجب هجرت به سوِی ِیثرب شد، آنها بخاطر اِینکه از نظر شرائط اقلِیمِی براِی کشاورزِی تخصص و تجربه آن را داشتند، هجرت بسوِی ِیثرب به نظرشان مناسب رسِید و هنگامِی که به ِیثرب رسِیدند، گروهِی از ِیهودِیان در آن شهر بسر مِیبردند و اداره شهر را از حِیث سِیاسِی و اقتصادِی و فرهنگِی و اجتماعِی ِیکسره در دست خود داشتند و زِیر نظر دولت ساسانِی اداره ِیثرب را قبضه کرده بودند. در بدو ورود آنان، نخست ِیهودِیان، با أوس و خزرج بر مبناِی همکارِی، بوِیژه در صنعت کشاورزِی پِیمان بستند، اما اندک اندک با فزونِی ِیافتن شمار مهاجران، تسلط ِیهودِیان کاهش ِیافت و احساس خطر کردند. بدِین جهت سعِی نمودند مِیان اِین دو عشِیره اختلاف بِیندازند.
در اِین راستا أوسِیان با ِیهود بنِی قرِیظه و خزرجِیان با ِیهود بنِی