تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٩٠ - ملاقات جابر با امام باقر
مِیفرستم او را به حضورت بِیاورند. جابر گفت: نه، بلکه من به سراغ او مِیروم. جابر به حضور امام باقر رسِید، او را در آغوش گرفت و پِیشانِی او را بوسِید و عرض کرد: پِیامبر خدا صلِّی الله علِیه و آله به من فرموده سلامش را به تو برسانم. امام باقر فرمود: «عَلَيْهِ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ». سپس جابر به حضرت عرض کرد: پدر و مادرم به فداِیت! پِیمان ببندِید که روز قِیامت از من شفاعت کنِید! حضرت فرمود: «فَقَدْ فَعَلْتُ ذَلِكَ يَا جَابِرُ»؛[١] اِینچنِین مِیکنم اِی جابر.
از اِین موارد دِیدار جابر با امام باقر و ابلاغ سلام رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله به اِیشان، نتاِیجِی حاصل مِیشود که اولاً جابر همواره در انتظار دِیدار امام باقر و ابلاغ سلام پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله به اِیشان بوده است. ثانِیاً معلوم مِیشود که ارتباط تنگاتنگِی بِین جابر و بِین رسول الله صلِّی الله علِیه و آله و امام سجاد و امام باقر وجود داشت و اِینکه جابر تا چه اندازه مورد احترام اهل بِیت علِیهم السلام بوده است. ثالثاً ابلاغ سلام نه ِیک مرتبه، بلکه در موارد مختلف انجام شده که ما فقط به چند مورد اکتفاء کردِیم و خود نشان? اِین است که جابر با اِینگونه خاطرات به وجد مِیآمده و به صاحبان آن عشق مِیورزِیده است. رابعاً تکرار اِین داستان از سوِی جابر، به انگِیز? نشر و گسترش فضاِیل اهل بِیت علِیهم السلام و معرفِی
[١] رجال الكشِی - إختيار معرفة الرجال، ص٤٣؛ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج٤٦، ص٢٢٨.