تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٥٩ - جابر در حجة الوداع
نازل شد: (قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقَا).[١]
جابر در حجة الوداع
پِیامبر اسلام صلِّی الله علِیه و آله در سال دهم هجرِی براِی انجام حج، به طرف مکه
→ که آندو را به عنوان مهمان پذِیرفته و به آنها غذا بدهند. موسِی و همراهش از آنها گذشتند و به دِیوارِی برخوردند که در حال واژگونِی و سقوط بود و راهنماِی موسِی آن را با وسِیلهاِی سر جاِی خود نگه داشت. در اِین هنگام موسِی به او گفت: تو مِیتوانستِی در برابر اِین عمل، اجرتِی را از آنها بگِیرِی (چرا نگرفتِی؟). آن جوان به موسِی گفت: اِینک پاِیان سفر و جداِیِی من از تو است، زود است که من خبر بدهم به تو به تأوِیل آن حوادثِی که تو توان صبر بر آنها را نداشتِی.
آنگاه اِین جوان همسفر موسِی، ِیکِی ِیکِی اِین حوادث را که مورد اعتراض موسِی علِیه السلام بود بِیان کرد که طالبان تفسِیر آنها به سوره مبارکه «کهف» آِیات ٧٩ به بعد مراجعه کنند. پس هِیچگونه استبعادِی ندارد که حضرت علِی بهعنوان ولِیّ اللّه بر دوش حضرت محمد صلِّی الله علِیه و آله برود و بت هبل را سرنگون کند؛ کما اِینکه در داستان حضرت موسِی و آن جوان گمنام (خضر) ملاحظه مِیشود که در سه مورد حوادث و رخدادهاِی سنگِین که تحمل آنها براِی حضرت موسِی علِیه السلام دشوار بود، اما براِی ولِیّاِی از اولِیاء اللّه آسان و درخور تحمل بود. راز مسأله در همِین امر نهفته است، وگرنه خداوند خودش مِیفرماِید: (وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل ...) (سوره آل عمران، آِیه١٤٤)؛ محمد هم مثل رسولان و پِیامبران گذشته باِید رخت از اِین دنِیا بر ببندد و به عالم بقاء وارد شود و اِینجا بِیمناسبت نِیست به اِین نکته توجه شود که از القاب حضرت حق، رسالت و نبوت و امثال ذلک نِیامده؛ اما در آِیات متعددِی و در دعاِی جوشن کبِیر که قبلاً اشارت شد، به ذات حضرت حق اطلاق شده است. در باب فقه امامِیه راجع به ولاِیت محجورِین و معلولِین، بحث نسبتاً مفصلِی وارد شده است که از نقل آنها بخاطر اطاله کلام خوددارِی شد.
[١] سوره اسراء، آِیه٨١. الغدِیر (علامه امِینِی)، ج٧، ص١.