عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٦ - ٨ - قسم خوردن
|
مگر تو روى بپوشى و گرنه ممكن نيست |
كه آدمى كه تو بيند نظر بپوشاند |
|
|
به دست رحمتم از خاك آستان برگير |
كه گر بيفكنيم كس به هيچ نستاند |
|
|
چه حاجب است به شمشير قتل عاشق را |
حديث دوست بگويش كه جان برافشاند |
|
|
پيام اهل دل است اين سخن كه سعدى را |
نه هر كه گوش كند معنى سخن داند[١] |
|
٨- قسم خوردن
قواعد عالى اسلام در شرايط عادى هم، انسان را از قسم خوردن منع مىكند، مگر در جايى كه احتياج به اثبات حقى آن هم در محضر قضاوت شرعى باشد.
باور كردنى نيست كه زائر خانه حق و سالك الى الله، آن هم در مسير حج، حقى را پايمال كند تا نياز به قسم خوردن داشته باشد، براى محرم در حال عادى قسم خوردن ممنوع است و هرگز كار او به برنامه غير عادى نخواهد كشيد تا در آنجا بحثى باشد!!
حاجيان با آهنگى واحد به سوى حريم توحيد با كمك ايمان و عشق در حركتند، سخن آنان جز خدا نيست و هم آنان حرمت نام دوست را نگاه داشته و در گفتار خود از تكيه زدن بر قسم به نام حق دورى دارند.
براى زائر در آن حريم مقدس، جز ذكر حق و ياد حق و سعى در بريدن تعلقات
[١] -سعدى شيرازى.