عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٩ - شطيطه، بانوى مؤمنه
مقدارى از اين پول را تا وقتى زنده است مصرف كند و بقيه را جهت كفن و دفن بگذارد، ما اهل بيت پول كفن و دفن و مهريه زنان و مصرف حج را از مال خالص و طاهر خود خرج مىكنيم.
هان! اى ابوجعفر! چون به نيشابور رسيدى، به فاصلهاى كوتاه در حدود چند روز بعد از ورود تو آن بانو از دنيا مىرود و من قبل از دفن براى نماز بر او حاضر خواهم شد.
به آن هنگام كه براى نماز بر جنازه او حاضر شوم تو مرا خواهى ديد، اين توجه فوق العاده امام نسبت به شطيطه و سهيم كردن او در شؤون زندگانى خصوصى خود و خانوادهاش، پاداش اخلاص آن بانو بوده كه از زحمت چرخريسى خود به قدر يك دستمال، يا يك كلاف نخ، يا يك سكه طلا از سهم امام به وسيله ابوجعفر محمد بن على از نيشابور به مدينه فرستاد، تا خمس دسترنج خود را به دستور خدا به امام رد كرده باشد.
ابوجعفر كه امين مردم خراسان بود، گو اين كه در ابتداى امر كلاف و سكه او را نمىپذيرفت، به عذر اين كه اندك است و براى يك سكه نمىتوان كيسه جداگانه ساخت، ولى آن بانو در آن وقت گفت: گر چه مال من اندك است ولى چه كنم سهم امام است و مرا همين مقدار مىرسيده.
ابوجعفر آن مال ناچيز را گرفت و سكه را براى نشاندار بودنش مقدارى كج كرد و در كيسهاى كه سكه ديگران را ريخته بود انداخت و از خراسان به مدينه آمد.
همين كه به محضر امام مشرف شد، امانات مردم خراسان را بر حضرت عرضه كرد.
امام هيچ كدام را قبول نكرد و فرمود: مال ما نيست، اينها را به صاحبانش بازگردان، اما امانتى نزد تو دارم از بانويى به نام شطيطه آن را جدا كن و به من بده.