عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٠ - جلوهاى از بندگى ابراهيم و اسماعيل
تجلى نمود، اراده و انديشه او را كه پيوسته به منافع و شهوات فرديست به حق مىپيوندد و مانند اجزاى ريز و درشت جهان به گرد مركز حق و سود عموم مىگرداند.
اين حقيقت در عالم صورت، به صورت طواف پيرامون خانه منسوب به دست ابراهيم و منسوب و مضاف به خدا در مىآيد. چون طواف كننده به دور خانه خدا، بر اثر توجه به حقيقت مسئله و كشش روح خانه از جواذب نفسانى و شخصى يكسره آزاد شد و با حركات دايرهاى، حق را در هر جانب و هر جهت مشاهده كرد، لازم و معتكف به آن مىشود.
[العاكفين] يا بنا به آنچه كه در سوره حج آمده: [القائمين][١] گويا اشاره به قيام به حق و وظيفه پس از طواف است، آن گاه عاكف يا قائم از نيم يا بيشتر وجود خود و جهان چشم مىپوشد و فانى در پرتو عظمت و قدرت مىگردد و در برابر آن خم شده و براى قرب به آن به صورت ركوع درمىآيد، [و الركع].
پس از آن كه در انوار عظمت فرو رفت و يكسره فانى شد، به صورت سجده چشم از همه چيز برداشته و سر به خاك مىنهد و هستى خود را در برابر اراده ازلى از دست مىدهد، [السجود].
جلوهاى از بندگى ابراهيم و اسماعيل ٨
زائر همين كه وارد مسجد الحرام مىشود و نظر به كعبه مىاندازد بايد به ياد آورد كه چون ابراهيم و اسماعيل برابر با عهد خداوندى خانه را آراستند حقايقى از
[١] -حج( ٢٢): ٢٦.