عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٧ - سلامتى دين در عزلت
بكار بردى به سلامت رسيدهاى و بدون حاجب و مانع به دوست حقيقى خود، حضرت رب العزه متصل شدهاى.
در فضاى سلامت و درستى، قلب منبع واردات الهى مىگردد و نفس به مقام قدس ميل پيدا مىكند و روح براى پرواز در اوج ملكوت آماده مىشود و انسان لذت خلوت با دوست را به كام جان خواهد چشيد و در اين هنگام ساقى، جام مىعشق و محبت به كام عاشق خواهد ريخت، به نحوى كه انسان به شور و مستى دائم دست يابد و هر لحظه با زبان حال به پيشگاه محبوب حقيقى خواهد گفت:
|
اى رشته جانم را با وصل تو پيوندى |
وز سلسله زلفت بر پاى دلم بندى |
|
|
نى كشور خوبى را باشد چو تو سلطانى |
نى در همه عالم باشد به تو مانندى |
|
|
دل را نبود در بر بىعشق تو آرامى |
جان را نبود با تن بىمهر تو پيوندى |
|
|
از بندگيت دارم صد شكر عجب نبود |
گر بندهاى آزادى دارد زخداوندى |
|
|
در عشق نصيحتها گويند چرا ليكن |
مشنو كه شود عاقل ديوانه هر پندى |
|
|
سر دل عاشق را انكار كند عاقل |
كين نكته نمىگنجد در فهم خردمندى |
|
|
هم سرو قدت فارغ از نسبت همتايى |
هم ماه رخت ايمن از تهمت مانندى |
|
|
گر اهل دلى وقتى دل داد به جانانى |
ما جان گرامى را داديم به دلبندى |
|