عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٣ - حج امام مجتبى
حج امام مجتبى ٧
حضرت امام حسن مجتبى ٧ در سفرهاى حج خود كه بيست و پنج مرتبه بود، خاكسارانه پياده راه مىپيمود و اين پيادهروى نه از راه نداشتن مال سوارى بوده و نه از دريغ و مضايقه از بذل مال در راه آن، بلكه دستور مىدادند مركبهاى سوارى را جلو جلو يدك مىكشيدهاند و خود براى تواضع پياده مىرفتند، حتى آن قدر يدكىها زياد بود كه موكب خيل باعظمت مىنمود و آن قدر در شخص خواجه تواضع بود كه خاكسارانه مىنمود.
به احترام حضرت امام حسن ٧ برادر عظيم القدرش امام حسين ٧ هم پياده مىشد، حسنين ٨ براى تواضع و درك ثواب پياده به راه مىرفتند ولى مركبهاى آنان كه يدك كشيده مىشد جلو جلو مىرفت همين كه خلايق مىديدند كه حسنين ٨ از عقب موكب قدم مىزدند آن ها هم پياده مىشدند.
آرى، هر كس معرفتش به صاحب اين بيت بيشتر باشد تواضع و انكسارش و خشوع و خاكساريش نسبت به صاحب بيت بيشتر و عشق و علاقهاش به محبوب عالم وافرتر و كاملتر است.
اينگونه انسان است كه از او جز او نمىخواهد و از وى جز وى نمىطلبد و همين انسان است كه با رسيدن به بيت از بيت چشم پوشيده و نگران صاحب بيت مىشود و با زبان حال و اشكريزان به محضر محبوب و معشوق خود عرضه مىدارد:
|
با جناب تو مرا قربت جانى باشد |
ور دل آنجا برسد بيم گرانى باشد |
|
|
قرب روحانى اگر هست ميان دل و دوست |
چه تفاوت كند ار بعد مكانى باشد |
|