عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١٦ - عبادت واقعى
است، خالى از شرك نمىدانند، چه آن كس كه خدا را از ترس مىپرستد، در حقيقت به منظور دفع عذاب از جان خود متوسل خدا مىشود، پس او خودش را مىخواهد نه خدا را و هم چنين، آن كس كه خدا را به اميد ثوابش عبادت مىكند به منظور جلب ثواب و رستگارى به نعمت و كرامت متوسل خدا مىشود، او هم خود را مىخواهد نه خدا را، چه اگر راه ديگرى غير از توسل به خدا سراغ داشت، در جلب آن نفع و دفع آن ضرر، آن راه را مىپيمود و با خدا و عبادت او هيچ سر و كارى نداشت.
در حديث از امام صادق ٧ آمده:
هل الدين إلاالحب[١].
مگر دين غير از محبت چيز ديگرى هم هست؟
و اين مقام نهفتهايست كه جز پاكان با آن مساس ندارند و اگر اهل محبت را در اين حديث به عنوان پاكان خوانده، براى همين است كه گفتيم: اين طايفه از هواى نفس و لوث ماديت منزهند، پس جان كلام اين شد كه اخلاص در عبادت جز از راه محبت تمام و كامل نمىگردد.
توضيح اين مسئله به اين است كه: عبادت خدا از ترس عذاب، آدمى را وادار مىكند به زهد، يعنى: چشمپوشى از لذايذ دنيوى، براى رسيدن به نجات اخروى.
پس زاهد كارش اين است كه از محرمات و يا كارهايى كه در معناى حرام است، يعنى ترك واجبات اجتناب كند.
آن كس هم كه طمع ثواب دارد، طمعش او را وادار به كارهايى از قبيل عبادت و عمل صالح مىكند تا به نعمت اخروى و بهشت برين نايلش سازد، پس كار عابد
[١] -الخصال: ١/ ٢١، حديث ٧٤؛ بحار الأنوار: ٦٦/ ٢٣٧، باب ٣٦، حديث ٥.