عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٣ - هفت شوط، هفت برنامه
زائر بايد به نحو حقيقت با هر دورى به دور بيت محبوب زنجيرى از زنجيرهاى هفتگانه شيطان را از دست و پاى زندگى باز كند، تا به حقيقت و واقعيت طواف كرده باشد.
١- با طواف اول هستى خود را از حجاب كفر ظاهر و باطن برهاند.
٢- با طواف دوم از شرك درون و برون آزاد گردد.
٣- در طواف سوم از دورويى و نفاق برهد.
٤- با طواف چهارم از آلودگى هوا و هوس و اسارت زرق و برق، نجات يابد.
٥- با طواف پنجم از زنجير طمع و حرص و بخل بيرون آيد.
٦- در طواف ششم از مرض خطرناك عجب و خودبينى علاج شود.
٧- و در طواف هفتم از حالت خطرناك كبر و استغناى نفس و استعلا آزاد شود.
چون هفت دور تمام شود و از مطاف خارج گردد، به حقيقت حس كند كه از زير بار اين برنامههاى شيطانى رسته و با لطف و عنايت حضرت حق اين زنجيرهاى اسارت را از دست و پاى زندگى باز نموده و آن چنان سبك بال شده كه هر لحظه مرغ جانش مىخواهد قفس تن را بشكند و به سوى جانان با كمال شوق و عشق به پرواز آيد.
به قول عارف عاشق، الهى دل سوخته:
|
مىروم با اشتياق روى او |
در بدر منزل به منزل سوى او |
|
|
شايد از راهى به آگاهى رسم |
تا شوم از سالكان كوى او |
|
|
اى صبا با آشناى زلف يار |
گو حديثى گو زمشكين موى او |
|
|
تا نگيرم من خم گيسوى دوست |
تا نبويم سنبل خوشبوى او |
|
|
هم چو نى از دل بنالم زار زار |
پر كنم گيتى زهاى و هوى او |
|
هفت شوط، هفت برنامه
چون از اين طواف بهرههاى معنوى لازم را يافت و وارد اعمال بعد گشت، نوبت به طواف حج تمتع مىرسد، در اين هفت دور نيز بايد خود را از هفت برنامه ظاهرى كه مناسب پيشگاه دوست نيست برهاند.
١- از گناهان سر و اعضايى كه چون چشم و گوش و زبان در سر است براى هميشه چشم بپوشد و سر و آنچه در اختيار اوست، در اختيار دوست بگذارد، يعنى با حضرت حق پيمان ببندد كه جز خيال او نداشته باشد و جز به آثار او ننگرد و جز به سخن او گوش ندهد و جز سخن دوست نگويد.
و خلاصه اين عضو بسيار مهم را كه خود داراى اعضايى است، تسليم حضرت يار كند و تصميمش بر اين مصمم باشد كه تا زنده است سر در راه دوست داشته باشد كه هر كس بدينصورت آراسته شود بندهاى وارسته گردد و مورد لطف و عنايت حضرت حق شود.
قال النبى ٦ لأصحابه: إستحيوا من الله حق الحياء قالوا يا رسول الله إنا لنفعل ذلك.
قال ٦: ليس ذلك الحياء من الله عزوجل ولكن من استحيى من الله حق الحياء فليحفظ الرأس وما حوى والبطن وما وعى وليذكر الموت والبلى ومن أراد الآخرة ترك زينة الدنيا فمن فعل ذلك فقد استحيى من الله حق الحياء[١].
نبى بزرگوار ٦ به يارانش فرمود: از خداوند شرم كنيد حق شرم را. گفتند: يا
[١] -منهاج الطالبين: ٢٥؛ روضة الواعظين: ٢/ ٤٦٠( باكمى اختلاف)؛ كنز الفوائد: ١/ ٢١٧( با كمى اختلاف).