عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨ - نجات از حقالناس
امام صادق ٧ فرمود: اگر براى بنىاميه كاتب و آورنده غنيمت و مدافع نبود، حق ما از بين نمىرفت، اگر مردم آنان را رها مىكردند آنان به چيزى از مال و حكومت نمىرسيدند.
آن مرد به حضرت عرضه داشت: تكليف من چيست؟ آيا براى من راه نجاتى هست؟
حضرت فرمود: اگر تو را راهنمايى كنم به راهنمايى من توجه مىكنى؟
گفت: آرى.
حضرت فرمود: از آنچه با تكيه بر بنىاميه جمع كردهاى خود را آزاد كن، هر كس را مىشناسى، مالى از او پيش تست آن را به او برگردان و هر كه را نمىشناسى از جانب او در راه خدا صدقه بده، اگر اين چنين برنامهاى كه گفتم انجام دهى بهشت را براى تو ضامن مىشوم.
على بن ابى حمزه مىگويد: آن جوانمرد با ما به كوفه برگشت و چيزى در دست خود بفرمان حضرت صادق ٧ باقى نگذاشت، حتى لباس بدن خود را هم از خود دور كرد.
من چيزى به او دادم و لباسى براى او خريدم و برايش خرجى فرستادم، چيزى بر او نگذشت كه مريض شد، از او عيادت كرديم، پس از آن روزى به سراغش آمدم كه در حالت نزع بود، چشمش را گشود و گفت: اى على بن حمزه! به خدا قسم امام صادق به عهدش وفا كرد، آن گاه از دنيا رفت، تا دفن او متولى امرش شديم، پس از مدتى به محضر امام صادق ٧ شتافتم، به من نظر كرد و فرمود: والله نسبت به دوستت به عهدم وفا كردم.
عرضه داشتم: فدايت درست مىگويى، به خدا قسم همين مسئله را وقت