عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٥ - توبه
و اگر پدر و مادرش هستند آنان را از خود راضى كند تا پاك و پاكيزه از منزل درآيد بلكه تمام علايق خود را جمعآورى نموده، شغل قلبى خود را از پشت سرش قطع نمايد تا به تمام قلب رو به خداى خود كند، هم چنين فرض كند كه ديگر بر نمىگردد.
آرى، قطع علاقه از غير حق در اين سفر مهمترين برنامه اين سفر است و تا قطع علائق غلط و هوسهاى شيطانى و نيتهاى آلوده نشود، روى به محبوب نشده ولذا روى محبوب هم به انسان نمىشود.
تمام لذت در اين سفر از كسانى است كه فكرى جز حضرت يار و ذكرى جز آن جناب و كلامى جز حول محور آن حضرت نداشته و با تمام وجود به پيشگاه باعظمت آن معشوق واقعى عرضه مىدارند:
|
مرحبا! مرحبا! محبت دوست |
كز درون آمدى نه از ره پوست |
|
|
دلم از جز تو خانه خالى كرد |
با تو سوداى لا ابالى كرد |
|
|
تا غمت ساكن دل من شد |
از چراغ تو خانه روشن شد |
|
|
ما گرفتار دام عشق توايم |
همه سرمست جام عشق توايم |
|
|
اى كه حسن رخت دل افروزست |
شب ما با خيال تو روزست |
|
|
حسنت از روضه جنان خوشتر |
يادت از هر چه در جهان خوشتر |
|
|
هر كه در صورت تو حيران نيست |
صورتش هست ليكنش جاننيست[١] |
|
زائر بايد وصيت تام و تمامى كند و به اطلاع اشخاص خير و دانا برساند كه كيفيت وصيت بايد چگونه باشد، در هر صورت كارى كند كه اگر برنگردد هيچ جزئى از جزئيات كار او معوق نماند، بلكه در تمام عمر بايد چنين باشد كه هيچ كس از مردن خود اطلاع ندارد.
[١] -عشاقنامه، فخرالدين عراقى.