عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧ - چهره و طراوت جوانى
چهره و طراوت جوانى
زيبايى صورت در ادوار حيات مايه غرور و كبر و نخوت و روگردانى از حق براى بسيارى از فرزندان آدم بوده.
چهره زيبا براى كسى ماندنى نيست، خوشبخت آن انسان زيبا چهرهاى كه، زيبايى خود را نعمت خدا و زمينهاى براى ابتلا و آزمايش خويش بداند.
در روايتهاى كتب عالى اسلامى آمده:
آن كس كه نشاط جوانى را صرف عبادت و بندگى كند، در قيامت در سايه رحمت حق قرار خواهد داشت[١].
به زيبايى صورت و طروات و نشاط جوانى، به عنوان بهرهاى الهى نظر كنيد و مواظب باشيد، اين نعمت براى شما تبديل به نقمت و اين عنايت نسبت به شما تبديل به بلا و مصيبت نگردد. آنان كه با چهره زيباى خود، به فريب ديگران دستآلودند و به خاطر جذابيت خود، هزاران بستر گناه براى ديگران پهن كردند، پس از فرو ريختن كاخ جمال به خاك پشيمانى و حسرت دچار شدند و از آن حسرت و اندوه سودى نبردند.
جوانى را هم چون بهار طبيعى حساب كنيد كه بايد در فضاى آن با كمك هدايت الهى تمام استعدادهاى شما ظهور و بروز كند، نه قدرتى مستقل و فضايى از نخوت كه در آتش آن تمام قواى شما بسوزد و در ايام پيرى جز بدبختى و فلاكت و هزاران رنج و محنت و امراض مهلك براى شما به جاى گذارد و علاوه بر همه آنها در دادگاه عدل الهى، دچار شديدترين پرسش نسبت به ايام جوانى شويد، ولى از
[١] -بحار الانوار: ٦٦/ ٣٧٧، باب ٣٨، حديث ٣٠.