عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٧ - حج يا معراج ملكوتى
قاصد حج هنگامى كه مهيا مىشود از خانهاش خارج گردد، اگر به مقصود خويش و رفعت شأن خود دانا باشد و آن را چنان كه سزاوار است دريابد و به نور الهى به آن نظر افكند و خواسته باشد، آن راه را بر طبق هدايت و راهنمايى حضرت پروردگار طى نمايد، دل او متوجه عالم ديگرى خواهد شد و از ظواهر ناپايدار به حقايقى استوار بينا مىشود.
در آن هنگام است كه خواهان بىنيازى و توانايى خود مىگردد، نه آنچه تاكنون خواهنده آن بوده است و مهياى آن مىشود كه همه خواهشها و تاريكىهاى طبيعت را از خود پاك سازد!!
اين نخستين انديشه است كه قاصد حج احساس مىكند، يعنى تأثير اين حقيقت ملكوتى را در شناسايى مقام نفس انسانى و برترى روح از بستگى به ظواهر زندگى دنيايى.
هنگامى كه حاضر ميقات شد، غسل كرد و جامه احرام در بر نمود، دل او از جلال آن انديشهها و ملكاتى كه در نفس او پيدا شده است پر گشته و زندگى و همه شؤون آن را از خود دور مىافكند.
در آنجا نمىبيند خود را، مگر فردى از لشگريان خداوند متعال كه آنان را خوانده و به اجابت موفق گشتهاند.
بقول الهى آن عارف شوريده حال:
|
خوشا جانى كه سازند آگه از اسرار پنهانش |
خوشا چاهى كه بيرون آيد از وى ماه كنعانش |
|
|
خوشا قلبى كه پاك از كينه و كبر و نفاق آيد |
خوشا عقلى كه عشق آرد بكوى دوست مهمانش |
|