عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥٩ - تفكر در شب و روز
|
گمان برم هم چو من جفت غم و درد شد |
چنين شود هر كسى زدلبرش فرد شد |
|
چنانچه من گشتهام زهجر زار و نزار[١]
تفكر در شب و روز
از مسائل بسيار مهم زمين كه قرآن مجيد انديشه در آن را تأكيد دارد، مسئله شب و روز است.
گويى را به سر نخى ببنديد و سر ديگر نخ را به دست خود بگيريد و به دور خود بچرخيد، گوى هم با دور شما خواهد چرخيد.
ولى پيوسته نيم رخ توپ به سوى شما مىباشد و نيمرخ ديگر به سوى مخالف شما خواهد بود.
هر چيزى كه تحت تأثير جاذبهاى قرار گيرد و به گرد جاذب خود بگردد، حالش چنين خواهد بود.
زمين ما در جاذبه خورشيد قرار دارد و به گرد خورشيد مىگردد، پس بايستى هميشه نيمهاى از آن به سوى خورشيد باشد و نيمه ديگرش به سوى مخالف خورشيد.
اگر وضع زمين چنين بود مىدانيد چه مىشد؟ نيمى از زمين كه رو به خورشيد بود دوزخى گدازان و جهنمى فروزان بود و نيمه ديگر آن، شب تاريكى، سرد و سوزان بود، در نتيجه زمين قابل زيست نبوده، نه گياهى در آن مىروييد و نه جاندارى در آن يافت مىشد.
ولى دانش او و قدرت او و حكمت او، از اين وضع جلوگيرى كرده و براى زمين حركتى قرار داده كه با سرعت ٣٠ كيلومتر در ثانيه به گرد خود بگردد و جاذبه
[١] -صفير يا نعيم اصفهانى.