عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢ - عذاب به خاطر هيجده تومان
است، دانستم كه هم درجه پدرم نيست.
گفتم: پدر حال شما چگونه است؟ فرمود: در شدت و سختى بودم و الان بحمد الله راحتم.
تعجب كردم، گفتم: آيا مثل شما گرفتار بوديد؟ فرمود: آرى، حاج رضا پسر آقا بابا مشهور به نعلبند از منطلبى داشت و مطالبه مىكرد به آن خاطر حالم بد بود.
از ترس بيدار شدم و به برادرم كه وصى پدر بود صورت خواب را نوشتم و سفارش كردم تحقيق كند چنين شخصى از پدرم طلب داشته يا نه. در جواب نوشت: دفترها را تفتيش كردم، اسم حاج رضا جزء طلبكاران نبود.
دوباره نوشتم آن شخص را پيدا كن و از خودش سؤال نما آيا از پدرمطلبى داشته؟ در جواب نوشت: او را يافتم و از او پرسيدم، گفت: آرى، مبلغ هيجده تومان از پدر شما طلب داشتم و جز خداوند كسى را بر آن اطلاع نبود، پس از فوت آن مرحوم از شما سؤال كردم نام من جزء طلبكاران هست؟ شما گفتيد: نه، من هم سندى براى اثبات نداشتم از اين كه چرا نام مرا در دفتر ننوشته دلتنگ شدم.
خواستم هيجده تومان را به او بدهم قبول نكرد، گفت: پدر شما را از بدهىاى كه بمن داشت حلال كردم[١].
بياييد به اين گفتار با عظمت حضرت صادق ٧ كه ضامن نجات شماست و آن جناب در باب حج به آن سفارش فرموده عمل كنيد:
[واخرج من حقوق تلزمك من جهة المخلوقين]
خود را با تمام وجود از حقوق مردم خلاص كن و از اين بار سنگين خويش را در دنيا و آخرت راحت كن.
[١] -گناهان كبيره: ١/ ١٥.