عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٩١ - دورنمايى از حقيقت عبادات
بعضى از آنها خوددارى و اجتناب از شهوات و لذات است مانند روزه و پارهاى از آنها به منظور پرداختن دل به ياد خداوند متعال و توجه آن به سوى او توأم با حركات خاص گوناگون جسمى است مانند نماز.
و معرفت حاصله از فكر و نور خلقت، يا معرفتى كه از به كاربردن قواعد منطقى حاصل مىگردد، در حصول آنچه گفته شد، از دوستى و انس با خداوند كافى نيست و اگر به اينها توجه و انس به خداوند و دوستى او حاصل شود، سست بوده و پايدار نمىباشد.
اما آثار كامل و شايستهاى كه در نفس از مداومت و پيوستگى بر آن اعمال حاصل مىشود ثابت و استوار خواهد بود، چه همانا ميان نفس و بدن ارتباطى است و فعل و انفعالات آنها در يكديگر مؤثر واقع مىشود.
آيا هنگامى كه عضوى را جراحتى برسد روان آدمى از جراحت متألم نمىشود؟
و بالعكس در مواقع هيجانات روحى و اضطرابهاى روانى كه در نتيجه عوامل مختلفى از قبيل مرگ عزيزان يا انجام كارهاى وحشتزا به انسان روىآور مىشود نمىبينى كه اعضاى بدن نيز متأثر شده و قطعه گوشت ميان پهلو و كتف به لرزه مىآيد.
و به عبارت ديگر: عكس العمل خود را به صورت رعشه دست و پا يا پريدگى رنگ رخسار و غيره نشان مىدهد.
بنابراين، همان طور كه قبلا اشاره گرديد، مقصود از وضع و تشريع عبادات اين است كه انسان به آن وسيله مدارج كمال را قدم به قدم پيموده و به صفات ملكوتى آراسته شود، آنچه مسلم است اين است كه صورت ظاهرى هر عبادتى نقش و اثر مطلوبى در روح ايجاد كرده به موازات عبادات عضوى و اعمال جوارحى، آثار بسيار نيكويى در تنوير و اصلاحات نفسى از خود بجاى مىگذارد.