عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦٨ - نيازهاى عزلت
برنامههاى دنيايى دير و زودى شد، مضطرب نگردد و در اساس صبر و حوصلهاش رخنهاى ننمايد.
٤- اجتناب از محرمات و اگر بتواند مكروهات و دل برداشتن از زخارف دنيايى و زيور و زينت مادى كه ارتكاب محرمات و عشق ورزى به مظاهر دلفريباى دنيا اسباب كدورت قلب و قساوت دل است و با اين بازىها به وصال حضرت حق نتوان رسيد، آرى در راه زهد و بىرغبتى به امور غير الهى از واجبات و ضروريات است و بدون آن راه بردن به آن پيشگاه عالى امكان ندارد.
٥- غنيمت دانستن اين خلوت و عزلت است، به اين معنى كه پس از بريدن از شرار خلق و اهل معصيت و هر چهرهاى كه مانع از حركت در راه خداست، دلتنگى نكنند و ديدار آنان را هوس ننمايد.
٦- به توسط آيات قرآن و روايات رسيده از اهل بيت طهارت : عاقبت امر خود را بنگرد و بداند كه عاقبتش مرگ و رفتن به عالم برزخ و ورود به قيامت و قرارگرفتن در دادگاه حق و برخورد به حساب و كتاب و بهشت و جهنم است.
٧- با همه كوشش و مجاهدتى كه در عبادت و بندگى دارد و سعى مىكند براى طاعت خالصانه از تمام ظاهر و باطن وجودش مايه بگذارد، ولى آن سعى و كوشش و آن طاعت و عبادت را در برابر عظمت حضرت دوست بسيار اندك و كوچك ببيند.
٨- ترك خودبينى و عجب و تخلص از تكبر است كه در اين راه پر واقعيت، خود بينى و خودپسندى و كبر و بزرگ ديدن خود، گناهى بس عظيم و حجابى بس خطرناك است، در اين مسير بايد در هر منزل و مرتبهاش به عجز و قصور و تقصير و كوچكى خود معترف باشى.
٩- كثرت ذكر، به خصوص ذكر قلبى، يعنى توجه به حضرت حق در بيشتر