عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٤ - عزلت از گناهكاران
انسان مكلف و موظف است از كليه اين امور چه در خلوت و چه در جلوت بپرهيزد كه هر يك از اين گناهان عامل خطرى براى رسوايى انسان در دنيا و معذب شدن او در آخرت است.
عزلت و مهاجرت
٢- عزلت و گوشهگيرى از شهرى كه انسان در آن شهر يا مملكتى كه در آن مملكت، قدرت حفظ دين خود را ندارد كه از اين عزلت و گوشهگيرى در آيات و روايات تعبير به مهاجرت شده و به اين نحو عزلت، قرآن مجيد در بسيارى از آيات امر مؤكد و دستور واجب دارد.
عزلت از گناهكاران
٣- كنارهجويى و عزلت از گروهى كه غرق در انواع معاصى و گناهانند و انسان از هدايت آنان بتمام معنى نااميد شده و ادامه معاشرت با آنان، ممكن است اثر سويى بر حال و اخلاق و اعمال و ايمان انسان بگذارد كه بدون ترديد روايت حضرت صادق در فصل بيست و چهارم كتاب باعظمت «مصباح الشريعة» بيشتر ناظر به اين مورد سوم است و سعى بر اين است كه به توضيح اين قسمت اقدام شود.
گذشته از اين سه مورد، در اسلام مورد ديگرى براى عزلت و گوشهگيرى نيست، اگر هم باشد منطبق بر يكى از اين سه مورد است.
معاشرت با عباد صالح خدا، رفتن بين مردم براى حل مشكلات خانوادگى، اقتصادى و اجتماعى آنان، ارتباط با خلق براى امر به معروف و نهى از منكر، اختلاط با جامعه براى روشنگرى، رفتن دنبال زراعت و صنعت و تجارت و كسب و كار و كمك گرفتن از مردم مؤمن و مسلمان در اين جهت، براى هر انسانى لازم