عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٥ - عزلت از گناهكاران
و بلكه در پارهاى از اين امور واجب شرعى است و عزلت و كنارهگيرى از اين ابواب خير و عوامل سعادت، حركتى ضد صراط الهى و بر خلاف عقل و شرع است.
يك بار ديگر تذكر اين نكته ضرورى است كه آنچه به عنوان شرح و توضيح و تفسير روايت مىآيد ناظر به قسمت سوم از معناى عزلت است، يعنى كنارهگيرى و عزلت از تبهكاران و فاسدانى كه اميد هدايت آنان به هيچ وجه نمىرود و آميزش انسان با آنان، باعث دور ماندن انسان از خير دنيا و آخرت است و چنين عزلتى اگر در جوامع اسلامى به وسيله خوبان امت نسبت به بدان و بدكاران صورت بگيرد، ميدان عصيان و گناه از آنان گرفته مىشود و قدرت بر معصيت كردن و تجاوز از آنان سلب مىشود، چنانچه بنا به نقل قرآن در سوره توبه، رسول گرامى اسلام ٦ و مسلمانان با عزلت از سه متخلف، باعث ادب و تربيت و توبه و بازگشت آنان به حق شدند.
چنانچه به زمانى برخورديد كه اكثر مردم زمان دنبال فسق و فجور رفتند و گوش به حق ندادند و بودن شما در ميان آنان باعث هلاكت شما بود، از آنان كناره بگيريد و عزلت انتخاب كنيد و سعى نماييد آن چنان كه هستيد شناخته نشويد كه دشمن با شناخت شما، امكان ضربه زدن به شما را خواهد يافت.
اميرالمؤمنين ٧ مىفرمايد:
وذلك زمان لا ينجو فيه إلا كل مؤمن نومة، إن شهد لم يعرف وإن غاب لم يفتقد اولئك مصابيح الهدى، وأعلام السرى، ليسوا بالمسابيح ولا المذابيع البدر اولئك يفتح الله لهم أبواب رحمته ويكشف عنهم ضراء نقمته[١].
و آن زمانى است كه در آن نجات از عوامل هلاكت ميسر نيست مگر براى
[١] -نهج البلاغة: خطبه ١٠٣؛ بحار الأنوار: ٦٦/ ٢٧٣، باب ٣٧، حديث ٥.