عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢ - تصفيه قلب از غير حق
تمام كدورتها پاك و از همه آلايشها صاف كند.
كعبه، قلب معنويت و مركز عبوديت و جايگاه خلوص و محل خضوع و خشوع است و دلى كه از اين اوصاف عالى رنگ ندارد در آنجا جاى ندارد، بدون نفس تزكيه شده و قلب آراسته به حقايق و اوصاف الهى، نمىتوان راهى به آن حريم مقدس و حرم با عظمت پيدا كرد كه راه واقعى انسان به سوى حضرت معبود فقط از راه قلب سليم است و بس و قلب سليم، قلب خاشع و خاضع و مؤمن و متقى و رقيق و رحيم و رؤوف و كريم و آراسته به يقين است.
تا از خوديتهاى شيطانى بىخود نگردى و از شرارتهاى نفس پاك نشوى و از چاه تاريك رذايل بيرون نيايى و خوديت الهى خود را باز نيابى و خويشتن را از بيگانگان و دشمنان بىنياز نسازى، به خانه حق راه پيدا نكنى.
آرى، چون دل از غير فارغ ساختى و نفس از رذايل پرداختى و لباس شيطنت از تمام وجود انداختى و هويت خود را به تمام معنى به حضرت مولا باختى، لياقت ورود در حرم را براى خود ساختى كه بدن و جسم را به آن حريم دعوت نكردهاند، بلكه دعوت از بارگاه قدس متوجه به انسان است و انسان آن موجودى است كه به صفات حضرت دوست متصف باشد.
فيلسوف و فقيه بزرگ، مرحوم حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى معروف به كمپانى در خطاب به انسان مىفرمايد:
|
گهى به كعبه جانان سفر توانى كرد |
كه در مناى وفا ترك سرتوانى كرد |
|
|
به راه عشق توانى كه رهسپر گردى |
اگر كه سينه خود را سپر توانى كرد |
|
|
به چار بالش خواب آنگهى تو تكيه زنى |
كه تن نشانه تير سه پر توانى كرد |
|
|
نسيم صبح مراد آنگهى كند شادت |
كه خدمت از سر شب تا سحر توانى كرد |
|
|
جدا مشو زدر دوست مفتقر هرگز |
كه چاره دل ازين رهگذر توانى كرد |
|
كعبه و رابطه معنويت قلب با آن محور باعظمت هدايت و شرح آن از حدود اين كتاب محدود خارج است؛ تماشاى عظمت كعبه و معنويت قلب و رابطه اين دو حقيقت با يكديگر چشمى الهى و قلبى پاك از تمام شوائب لازم دارد كه با كمال تأسف اين فقير خاكنشين از هر دو بىبهره است چه بهتر كه از اينجا به شرح ظاهر حديث بپردازم، باشد كه در مسير شرح، خداوند مهربان قلبى پاك براى دريافت حقايق و چشمى الهى براى تماشاى وقايع اصلى هستى به همه ما عنايت بفرمايد كه اين عنايت از لطف و كرم حضرت دوست دور نيست.
تصفيه قلب از غير حق
نتيجه فرامين ملكوتى حضرت صادق ٧ در ابتداى روايت باب حج اين است كه قبل از شروع سفر به داد قلب برسيد و اين بيت معنوى را از تمام آلودگىها و عيوب و قيود پاك كنيد كه دل گرفتار هوا و محبتهاى غير خدايى و دچار هم و غم دنيا و وابسته به مردم شيطان صفت و اسير حقوق مالى مردم، لايق قرار گرفتن در حضور دوست نيست كه حضرت يار حقيقت قلب و پاكى جان مىخواهد، نه آرايش ظاهر و قيافه جسم.
قبل از حركت از وطن، در مقام كسب معرفت برآييد و دل را به نور صفات حضرت دوست منور كنيد و اين مطاف عظيم حقايق ربانيه و حسنات ملكوتيه را از قيود شيطانى و طواف جنود ابليسى برهانيد.
چون كسب معرفت كرديد، قلب غرق در عشق حضرت حق مىشود و عشق هم چون قوىترين موتور، اعضا و جوارح شما را در راه خدمت حضرت يار به حركت آورده و شما را لايق حضور آن جناب مىنمايد و هم چون بنيانگذار حج حضرت ابراهيم خليل الرحمن به ديدار حقايق ملكوتى با چشم قلب و ديده سر