عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٩١ - انديشه، روشنى دل
و عذاب آخرت دراندازد، طبيبان الهى انديشه در امور و فكر در عاقبت و توجه به احوال نيكان و بدان را، سبب زايل شدن اين تاريكى مىدانند، چنان كه تاريخ حيات ثابت كرده، هر تاريك دلى با نور انديشه، روشن دل گشت.
بهاءالدين ولد، از پى راهنمايى گمراهان و تحقق روشنى در فضاى قلب تاريك دلان، در مقالهاى مىگويد:
گفتم: اى الله! چنان كه نظر مرا بدين اسباب جهان گشاده كردى، تا چست شدم در نگاه داشتن احوال خود، هم چنان نظرم را گشاده به اسباب آخرت كن، تا احتراز كنم از اين جهان.
هم چنان كه در حسن صور خوبان اين جهانى، چشم دادى تا اين ها را مىبينم، هم چنان چشم دلم را به جمال خوبان آن جهانى، گشاده كن تا منجذب به خدمتت، چشمههاى علم هر دو جهانى را، از عرصههاى عدم، تو گشاده مىكنى.
اى الله! انبيا را بر سر كدام چشمه سار، در عرصه عدم فرو آوردهاى، يا رب! مرا از آن چشمه، آب بده، گفتم: ثنا بايد گفتن الله را، تا مرا اين عطا به ارزانى دارد، فاتحه را آغاز كردم:
[الحمد لله رب العالمين].
همه ستايشها، ويژه خدا، مالك و مربى جهانيان است.
گفتم: اى الله و اى پروردگار! تربيت هر دو جهانى را تو توانى كردن، تربيت چه باشد كه علم آن جهانى را به من تو كرامت كن.
[الرحمن الرحيم].
رحمتش بىاندازه و مهربانىاش هميشگى است.
اى رحمان! شير مهربانى اين جهان را تو گشاده كردهاى، تا دل نمىدهد كه از سر