عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠٠ - درجات علم
قال الله تعالى:
[أقم الصلاة إن الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله أكبر و الله يعلم ما تصنعون][١].
و ذكر حقيقى آن بود كه با معرفت باشد و به حقيقت، اگر شخص در وجود خود و هستى و نيستى آن فكر كند، او را در معرفت معبود به هيچ دليل و آيت حاجت نبود، بل اگر در وجود يك مور يا هر ذره از ذرات عالم او را نيابد، نشان هدايت نيست؛ زيرا كه: وفي كل شيءله آية دليل على أنه واحد
|
اى گم شده ديوانه و عاقل در تو |
سر رشته ذره ذره حاصل در تو |
|
|
تا در دل من صبح كمال تو دميد |
گم شد دو جهان در دلم و دل درتو[٢] |
|
آيات صنع و قدرت او ظاهر و هويداست، لكن ديدهها بس ضعيف و دلها به غايت شيداست.
[فإنها لا تعمى الأبصار و لكن تعمى القلوب التي في الصدور][٣].
نعمتهاى ظاهر، همه بر قدرت او و عجز ما دلالت است و نعمتهاى باطن، هر كه بيند داند كه بىنهايت است.
[و إن تعدوا نعمة الله لا تحصوها][٤].
[١] -عنكبوت( ٢٩): ٤٥. آنچه را از اين كتاب به تو وحى شده است، بخوان و نماز را برپا دار، يقينا نماز از كارهاى زشت، و كارهاى ناپسند باز مىدارد و همانا ذكر خدا بزرگتر است، و خدا آنچه را انجام مىدهيد، مىداند.
[٢] -عطار نيشابورى.
[٣] -حج( ٢٢): ٤٦. حقيقت اين است كه ديدهها كور نيست بلكه دلهايى كه در سينههاست، كور است!
[٤] -ابراهيم( ١٤): ٣٤. و اگر نعمت هاى خدا را شماره كنيد، هرگز نمىتوانيد آن ها را بهشماره آوريد.