عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٩ - مدينه طيبه
با ديدن آن بيابانها در حالى كه از همه چيز بريدهاى و به حق پيوند خوردهاى، مناجات فيض آن شوريده حال را زمزمه كن.
|
بر درگه تو حاجت خلقان روا شود |
آن را كه تو برانى از اين در كجا شود |
|
|
خود را چو حلقه بر در لطف تو مىزنم |
باشد به روى من در لطف تو وا شود |
|
|
آن را كه رد كنى زدر خويش بولهب |
وآن كو تواش قبول كنى مصطفا شود |
|
|
امر تو را كسى نتواند خلاف كرد |
هر كو سر از قضاى تو پيچد كجا شود |
|
|
بيچاره گمرهى كه كشد سر زطاعتت |
گردد دلش سياه و اسير غما شود |
|
|
فرخنده رهروى كه اطاعت كند ترا |
چشم دلش به عالم انوار وا شود |
|
|
فيض است ودرگه تو، از اين در كجا رود |
كام حوائج همه زين در روا شود[١] |
|
مدينه طيبه
زائر چون وارد مدينه شود، با ديدن آن شهر به ياد آورد، اينجا جايى است كه خداى مهربان براى پيامبرش اختيار كرد، شهريست كه نبى اسلام ٦ به دستور حق آن شهر را بعد از هجرت به عنوان مركز پخش واقعيتهاى الهى انتخاب كرد، شهريست كه زمينه سعادت اهل اسلام در آنجا فراهم آمد.
به ياد آورد، مدينه مركزيست كه پيامبر بزرگ اسلام ٦ با تحمل انواع شدائد و سختىها پيام الهى را به مردم رساند.
مدينه جايى است كه در آن فقط براى پخش قواعد حياتبخش اسلام، از طرف دشمنان خدا نزديك به هشتاد جنگ بر مسلمانان صدر اول تحميل شد، جنگهايى كه مردم دور از انصاف براى متلاشى كردن ساختمان حقيقت آغاز
[١] -فيض كاشانى.