عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٩ - درجات علم
عارف معارف، جمالى اردستانى گويد:
|
تازه نگارى طلب اى جان و دل |
تا كه روان بگذرى از آب و گل |
|
|
چشم از اين نيك و بدى ها به دور |
هر چه بجز اوست سراسر بسوز |
|
|
اى در آزرده مگو شرح پوست |
دوست غيور است مجو غير دوست |
|
|
قامت دلجوى دل آرام من |
برده بكلى زدل آرام من |
|
|
گر بگدازى تو گدازى دلم |
ور بنوازى تو نوازى دلم |
|
|
پند من ار بشنوى اى جان دل |
زود بود زود كه گردى خجل |
|
و بايد كه، چون بنده به قدر فهم و معرفت خود خالق و معبود خود را شناخت، همواره به عبادت و فرمانبردارى او مشغول باشد، در هر صورت و هر شغل كه باشد و همه عمر تا به وقت مرگ در طلب مزيد معرفت او سعى كند؛ زيرا كه اين كارى است كه نهايت ندارد و حق تعالى فرموده است رسول ٦ را:
[و اعبد ربك حتى يأتيك اليقين][١].
و مفسران، تفسير «يقين» در اين آيت به مرگ كردهاند، يعنى خداى خود را مىپرست تا به وقت مرگ.
وقال الله:
[و ما خلقت الجن و الإنس إلا ليعبدون][٢]. أي ليعرفون[٣].
و تفسير پرستيدن اينجا به شناخت كردهاند.
پس بايد كه از اين معانى، محقق بداند كه عبادت و طاعت حق تعالى بر همه خلايق واجب است و هيچ عبادتى فاضلتر و عالىتر از طلب معرفت او نيست.
[١] -حجر( ١٥): ٩٩. و پروردگارت را تا هنگامى كه تو را مرگ بيايد، بندگى كن.
[٢] -ذاريات( ٥١): ٥٦. و جن و انس را جز براى اين كه مرا بپرستند نيافريديم.
[٣] -التفسير الكبير: ٢٨/ ٤- ٢٣٣؛ تفسير روح البيان: ١٠/ ٣١٧.