عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥ - دوستان
دوستان
اگر رفيق شفيقى كه واجد شرايط الهى باشد و دوستى با او باعث ازدياد ايمان و هدايت گردد و دوستى و رفاقتش فقط و فقط براى خدا باشد، اعتماد بر او در حقيقت اعتماد بر خداست.
اين چنين دوست و دوستى با او لذت دنيا و آخرت است و اسلام سفارش به چنين دوستى را به انسان نموده و دوستى با او را كليد خوشبختى دنيا و آخرت مىداند.
اما دوستى كه دوست هوا و هوس و دوست شكم و سفره و دوست سياست غلط و رياست پوشالى است و دوستى او مايه اتلاف عمر و فساد عمل و اخلاق است، اعتماد بر او زندقه و فسق و تكيه بر او گناه و معصيت است و اين دوستى نه اين كه پايدار نيست، بلكه روزى فرا خواهد رسيد كه اين دوستى نقطه دشمنى و عامل هلاكت خواهد شد.
تاريخ آل برمك را بخوانيد تا بر شما معلوم شود كه دوستىهايى كه بر اساس مسائل الهى پايدار نيست چه اندازه سست و بىپايه است، آل برمك هارون و حكومت او را براى خويش قوىترين تكيهگاه مىدانستند، ولى شمشير تيز هارون در چند شبانه روز به عمر آنان بىرحمانه خاتمه داد كه گويى چنين خاندانى اصلا وجود خارجى نداشتند.
قائم مقام فراهانى آن مرد سياست و كياست، براى به سلطنت رساندن محمد شاه قاجار به اندازه يك عمر خون دل خورد، ولى پس از اين كه محمد شاه بر تخت سلطنت استقرار يافت، وزير دانشمند خود را در باغ نگارستان با كمال شقاوت خفه كرد و آن چراغ روشن سياست و درايت را از لباس هستى عريان نمود.