عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٥ - ٧ - پوشاندن روى پا
عادى از پاى بدن به درآر، سزاوار نيست در اين وادى ملكوتى همراه با زر و زيور پا از قبيل كفش و جوراب حركت كنى.
[إنك بالواد المقدس طوى][١].
زيرا تو در وادى مقدس طوى هستى.
اگر بتوانى به كلى پا برهنه حركت كن، اگر نه از كفش بسيار ساده آن هم در حدى كه روى پا را نپوشاند به سوى مسجد الحرام متوجه شو، تا از نظر ظاهر نهايت تواضع را در پيشگاه كبريايى او رعايت كرده باشى و از نظر باطن به تدريج به حال خشوع برسى و براى شنيدن نداى محبوب دلربايت از وادى سيناى قلب و طور جان آماده گردى.
كفش متكبران از پاى به در كن، جلال و جبروت ظاهرى و اعتبارى را از سراسر وجود بريز، آهسته قدم بردار، با وجود مبارك مولايت زمزمه كن و حال معنوى خود را ادامه بده تا جواب آن جناب را از درون قلب بشنوى، در حالى كه از ديدگانت اشك شوق يا اشك ندامت از گذشته خويش بر چهرهات جارى است، با كمال ذلت و خاكسارى به حريم مقدس او عرضه بدار:
|
كسى كه روى تو ديدست حال من داند |
كه هر كه دل به تو پرداخت صبر نتواند |
|
|
هر آدمى كه دو چشمش بر آن جمال افتاد |
دلت ببخشد و بر جانت آفرين خواند |
|
|
چه روزها به سر آورد جان منتظرم |
ببوى آن كه شبى با تو روز گرداند |
|
[١] -طه( ٢٠): ١٢.