عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤١ - توبه خالص، شرط سفر حج
پرموجى از معنويت مشاهده مىشود كه ساحلش ناپيداست و سفرى ديده مىشود كه پايانش مهمانى حضرت حق است و هر كس به طور عادى لايق اين مهمانى نيست.
مهمان بايد داراى شرايطى باشد كه لياقت حضور براى او محقق گردد و آن شرايط يا آن مقدمات به فرموده امام صادق ٧ غسل فكر و نفس با توبه خالص است و پوشيدن لباس صدق و صفا و خضوع و خشوع.
در اينجا لازم است به واقعيتهاى اين سفر و مناسك آن اشاره رود تا بر زائران بيت يا در حقيقت زائران صاحب بيت معلوم شود كه كجا مىروند و براى چه مىروند و به خاطر كه مىروند.
در اين زمينه ناصر خسرو قصيده زيبايى دارد كه ذكر آن قصيده بدون سود نيست.
|
حاجيان آمدند با تعظيم |
شاكر از رحمت خداى كريم |
|
|
آمده سوى مكه از عرفات |
برده لبيك عمره از تعظيم |
|
|
يافته حج و عمره كرده تمام |
بازگشته به سوى خانه سليم |
|
|
من شدم ساعتى به استقبال |
پاى كردم برون زحد گليم |
|
|
مرمرا در ميان قافله بود |
دوستى مخلص و عزيز و كريم |
|
|
گفتم او را بگوى چون رستى |
زين سفر كردن به رنج و به بيم |
|
|
شاد گشتى از آن كه حج كردى |
چون تو كس نيست اندرين اقليم |
|
|
بازگوتا چگونه داشتهاى |
حرمت آن بزرگوار حريم |
|
|
چون همى خواستى گرفت احرام |
چه نيت كردى اندر آن تحريم |
|
|
جمله بر خود حرام كرده بدى |
هر چه مادون كردگار عظيم |
|
|
گفت نى، گفتمش زدى لبيك |
از سر علم و از سر تعظيم |
|