عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨٥ - دستور العملى از مرحوم بهارى رحمه الله
جواب اين است كه بعد المعصية مىتوان كه توبه كنى، كسى كه توبه كرد از گناه، مثل كسى است كه گناه نكرده، پس مأيوس از اين در خانه نبايد شد، اگر چه هفتاد پيغمبر را سر بريده باشد، باز توبهاش ممكن است، قبول باشد.
مولاى او قادر است كه خصماى او را راضى كند، از معدن جود خودش جلت قدرته.
دوم اين كه: مهما امكن، پرهيز از مكروهات هم داشته باشد، به مستحبات بپردازد حتى المقدور، چيز مكروه به نظرش حقير نيايد كه بگويد: كل مكروه جايز، بسا مىشود يك ترك مكروهى، پيش مولا از همه چيز مقربتر خواهد بود، يا اتيان مستحب كوچكى و اين به تأمل در عرفيات ظاهر خواهد شد.
سيم: ترك مباحات است در غير مقدار لزوم و ضرورت، اگر چه شارع مقدس خيلى چيزها را مباح كرده براى اغنيا، اما چون در باطن ميل ندارد بنده او مشغول به غير او باشد، از امورات دنيويه و لذا خوبست بنده هم نظرا به ميل مولى اين مزخرفات را تماما يا بعضا ترك نمايد، اگر چه حرام نباشد ارتكاب به آن ها، اقتداى بالنبيين صلى الله عليهم و تأسيا بالأئمة الطاهرين الطيبين صلوات الله عليهم أجمعين.
چهارم: ترك كند ما سوى الله را كه در دل خود، غير او را راه ندهد، چطور گفت خواجه:
|
نيست در لوح دلم جز الف قامت يار |
چه كنم حرف ديگر ياد نداد استادم |
|
اگر جناب شيخ احمد بگويد: با اين ابتلاى به معاش و زن و بچه و رفيق و دوست چطور مىشود آدم ترك ما سوى الله بكند و در قلبش غير ياد او چيزى نباشد، اين فرض بحسب متعارف بعيد است و شدنى نيست؟
مىگويم: آن مقدار كه تو بايد ترك كنى، آن هر كس است كه تو را از ياد او جل