عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨٦ - دستور العملى از مرحوم بهارى رحمه الله
شأنه نگهدارد، با آن شخص بايد به مقدار واجب و ضرورت، بيشتر محشور نباشى.
و اما هر كس كه خدا را به ياد تو بيندازد، ترك مجالست او صحيح نيست، حضرت عيسى على نبينا وآله : فرمودند:
معاشرت كنيد با كسانى كه رؤيت آن ها، خدا را به ياد شما مىاندازد[١].
الحاصل: طالب خدا اگر صادق باشد، بايد انس خود را، يواش يواش، از همه چيز ببرد و همواره در ياد او باشد، مگر اشخاصى را كه در اين جهت مطلوب بكارش بيايد و آن هم بمقدار لازمه آن كار، پس با آن ها بودن منافاتى با ياد خدا بودن ندارد و محبت اين اشخاص هم از فروغ محبت الهى است، جل شأنه.
اگر شيخ احمد بگويد: اين ها حق است، وليكن من با اين حال نمىتوانم بجا بياورم؛ زيرا كه شياطين انس و جن بدور ما احاطه كرده، متصل وسوسه مىكنند، هميشه مانعاند و ما هم كناره بالمره نمىتوانيم بكشيم.
امر معاش اختلال پيدا مىكند، از عهده خودمان برنمىآييم، تا كار به كار كسى نداشته، مشغول خودمان باشيم، ما كجا و اين حرفها كجا، جواب مىگوييم: اگر امورات آنى باشد همين طور است كه مىگويى، از اينهم بزرگتر، مثل كوه بدوا بنظر آدم مىآيد، كوچك نيست.
ليكن اشكال در اين است كه تكليف شاق نكردهاند، امورات تدريجى است، پس همين قدر كه تدريجى شد، ديگر كار درست مىشود، مردم به تدريج باز و شاهين و ساير مرغهاى صيدى را رام كرده بدست گرفتهاند.
[١] -الكافى: ١/ ٣٩، باب مجالسة العلماء، حديث ٣؛ بحار الأنوار: ١٤/ ٣٣١، باب ٢١، حديث ٧١.