عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٠ - حكمت در توجه به مسائل عالى الهى
بگو: خدا، سپس آنان را رها كن.
همت طلب را منحصر در او نموده و او را بذاته و بنفسه قرار داده بگويد:
|
ما از تو نداريم به غير از تو تمنا |
حلوا به كسى ده كه محبت نچشيده[١] |
|
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را.
پس غنيمتى در اين حيات تازه جز از طلب او جل و علا منظور نداشته باشد و در تمام آنات و لحظات و حركات و سكنات نظر به او جل و علا داشته و او را حاضر و ناظر در جميع اوقات بداند، تا وقت خوابيدن در شب آينده.
و از اين بيان معلوم مىشود كه قبيحترين قبايح براى چنين كسى صرف همت نمودن است به مشتهيات و مستلذات و امور معاش خود مانند بطن و فرج و غير ذلك.
و لذا شايسته است بالمره غفلت از امور مزبوره نموده و به هيچ وجه التفات به امورات مذكوره ننمايد و اگر از باب ضعف نفس قهرا التفات به امورات مزبوره بشود. چون نه از او و نه از غير او جز از حضرت حق جل و علا كارى برنمىآيد، پس امورات خود را تسليم و تفويض به حضرت او جل و علا نمايد.
|
به جد و جهد چو كارى نمىرود از پيش |
به كردگار رها كرده به مصالح خويش[٢] |
|
بر بنده بندگيست و روزى و ساير مصالح بر عهده آقاى اوست و اقبح قبايح دست بر داشتن از بندگى و اهتمام او در امور خويش (بالاستقلال و بدون توكل و هماهنگى با دستورهاى الهى در كليه امور) مىباشد.
پس لازم و واجب بر طالب حق، كمال اهتمام است در اطاعت و بندگى و رفتن به حضور و دربار او جل و علا به كمال شوق و تضرع و تذلل و ابتهال و چون توجه
[١] -سعدى.
[٢] -حافظ.