عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٦ - خصوصيت علمى و عملى سجده
و حمدگو مىكردند.
الهى واقعى و متصفان به حقايق و معارف زبانيه اينانند، به قول عارف زندهدل، الهى قمشهاى:
|
گر پسندى غير او يارى الهى نيستى |
ور كشى جز عشق او بارى الهى نيستى |
|
|
غير آن زيباى مطلق غير آن معشوق كل |
گر ببازى دل به ديارى الهى نيستى |
|
|
چون نشينى طرف گلزارى به ياد گلرخى |
خاطرت گر رنجد از خارى الهى نيستى |
|
|
گر به گنجى دهى آن اشكى كه از شوقش شبى |
ريزى از چشم گهربارى الهى نيستى |
|
|
سينهاى بىكينه گر دارى تو از اهل دلى |
ور دلى از خود بيازارى الهى نيستى |
|
|
چون خليل عشقى اندر آتش نمروديان |
آتشت گر نيست گلزارى الهى نيستى |
|
|
زآتش نمرود كسى ترسد خليل پاك جان |
نورى ار بگريزى از نارى الهى نيستى |
|
٣- محصول معرفت برهانى و كشفى اينان و تسبيح و حمدشان خلاصى از تكبر در برابر حق و شؤون حق است.
اينان در برابر خلق هم به صفات نفس و ظهور انانيت تكبر نمىكنند، چرا كه وقتى انسان در مقام فناى ذات و صفت نسبت به مولا باشد و غرق در شهود حضرت رب و صفات او، چگونه تكبر كند، در برابر چشم دل اينان وجود، منحصر