عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣١ - حقيقت دعا
آگاهى از جان پاك، مغز عبادت است، اين آگاهى چه به طور آگاهانه و چه به طور ناآگاه و ارتكازى در روان، همه لحظات عمر آدمى را كه در جريان قانون معقول حيات سپرى مىشود عبادت مىنمايد.
بنابراين از ناچيزترين حركت علمى تا فوق دانشگاهها عبادت و جاهايى كه تكاپوى علمى در آنها صورت مىگيرد خود معبدى است.
از ناچيزترين كارى كه براى آسايش مادى و معنوى انسانى صورت مىگيرد، تا منظمترين كارهاى عضلانى و فكرى عبادت و كارگاهى كه كار در آن به وجود مىآيد خود معبدى است.
همچنين جايگاههايى كه براى رابطه مستقيم با خدا ساخته شده است و مساجد ناميده مىشوند، همه اينها معابدى هستند كه كره خاكى ما را به صورت معبد كل يعنى رصدگاهى كه براى نظارت و انجذاب به بىنهايت نصب شدهاند درآوردهاند.
يك دانشآموز ابتدايى همان مقدار كه بفهمد براى آگاهى از واقعيت در كلاس درس حاضر شده، مانند آن محقق بزرگ است كه مشغول خواندن كتاب هستى براى شناخت راه حيات معقول است كه دو ركوع انجام مىدهد، ركوع يكم- خم شدن در حال نماز است، ركوع دوم- خم شدن به روى كتاب است. چه شبيه است خيره شدن يك دانش پژوه به دهان استاد كه چه خبرى از واقعيت براى او مىدهد، با خيره شدن يك نمازگزار راستين در نمازگاهش به عالم ملكوت.
بنابراين معناى عبادت خيلى والاتر از آن است كه عاميان گمان مىبرند و خيلى با معناتر از آن است كه متفكران سطحنگر و بىخبر از آب حيات جان آدمى مىپندارند[١].
[١] -يادنامه هزاره نهج البلاغة: ٤٤.