عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٢ - شفاعت
مىمانديم و راه رشد و كمال و ايمان و اسلام و عمل صالح و اخلاق حسنه به روى ما بسته بود، ولى اكنون كه در كنار نبوت و امامت قرار داديم از آن همه حسنات برخورداريم و اين معناى شفاعت پيامبر و امامان : نسبت به مرحله زندگى دنيايى ماست.
در آخرت نيز قضيه شفاعت از همين قرار است، به اين معنى وقتى ما مؤمن وارد آخرت شويم و تا حدى داراى عمل صالح باشيم و وضع ما نشان بدهد كه در دنيا از گناهان خود پشيمان بوديم، شفاعت پيامبر و ائمه : به اذن خدا نصيب ما گشته، ما را از معطلى و يا هلاكت نجات مىدهد.
وقتى انسان با مقام توبه وارد محشر شود و حقيقت ايمان در او تجلى داشته باشد و در حد خودش به واجبات عمل كرده باشد و خلاصه قدرت پذيرش واقعيتها و استعداد قبول حقايق در او زنده باشد، چرا شفاعت شفيعان نصيب او نگردد.
در آيات استغفار كه در فصل قبل گذشت، خوانديد كه خداوند در سوره نساء آيه ٦٤ فرمود:
وقتى گنهكاران پشيمان به خدا رو كنند و به جانب رسول من آمده از او بخواهند برايشان مغفرت كند خدا را تواب و رحيم خواهند يافت، مگر در آيات سوره يوسف نخوانديد برادران بيدار شده و پشيمان به نزد يعقوب آمده از او خواستند برايشان از خدا طلب مغفرت كند، شفاعت در قيامت يا در دنيا معنايى جز اين ندارد.
شفاعت اسلامى از قبيل پارتى بازىهاى دنيا در نزد ستمگران و زورگويان نيست كه نتيجهاش تقويت ظالم و گنهكار و ستمكار باشد و مجرم را بر ادامه جرم تشويق و ترغيب نمايد، بلكه شفاعت در اسلام معالج و سازنده و دستگير و قطع كننده